امان ای دل،ای دل،ای دل،این دل دیگر تسلا پیدا نمی کند.ای کاش با این نوشتهها می شد کاری کرد.فقط شرح حال است و امید اینکه او هم نظری بر این نوشته بیفکند،شاید که از صفای همان یک نگاه در را باز کنند و گره از کار فرو بسته ما بگشایند.اما تا که از جانب معشوق نباشد کششی،کوشش حقیر پستی چون من به جایی نرسد.او خواست،او مرا یاد کرد،تا من به یاد او افتادم،تا برایش نوشتم و خواندم و گریه کردم،وگرنه این دل غافل من کجا و یاد او کجا و اگر من به غایت این مطلب را درک کنم باید از شوق به پرواز در آیم.