|
کربلای امروز کجاست...؟
کار هر شبش بود خیلی وقت بود که یتیمان و بی سر پرستان شهر او را می شناختند .وقتی ناشناس و کوله پشتی به دوش به طرف محله های فقیر نشین می آمد ، نبودی ببینی چطور دختر بچه ها و پسر بچه ها شادی کنان فریاد میزدند :بابا آمد،بابا آمد...! حتی زمانی که در سحر شرگین آن روز ،ناگهان ضربه خورد . دیگر نتوانست کوله پشتی اش را بر دارد و یتیمان شهر را نوازش کند باید می دیدی که چگونه همان پسر بچه ها و دختر بچهها با لباسهای خاکی و کهنه ،ظرف شیر به دست کنار خانه اش نشسته بودند و گریه می کردند و می گفتند:شنیده ایم بابا مریض است .شیر آورده ایم بابا را خوب کنیم.دلمان برایش تنگ شده است . کات کات کات با خود گفتم نه،من و خیلی از کسانی که داستان یتیمان شهر و پدر مهربانی که دیگر شهید شده بود را شنیدنم همگی گفتیم می خواهیم در دنیا هیچ مظلومی ،یتیمی و بی پناه و بی سر پرستی نباشد که صدایش به گوشمان برسد و پاسخش را ندهیم .می خواستیم ثابت کنیم که واقعا پدر کوله به دوش شب گرد شهر را دوست داریم.این احساسمان را سالهاست در نگاه بی ریا ،نیازمند و مضطرب آن دختر بچه ها و پسر بچه های یتیم و معصوم شهر ریخته بویم ،آنگاه که در سوگ پدر بی اختیار می گریستند،و مرحوم آغاسی میخواند"جوونا کیسه رو از آقا بگیرید" کات کات کات بار بگشایید اینجا کربلاست...پر از تابلوهایی که مالامال از مظلومیت ،فداکاری،عشق و ...از طرفی و رذالت،شقاوت و بزدلی در طرف دیگر است ...بچه ها از عمه و از عمو (از پدر خجالت می کشند)طلب آب می کنند،آب را بسته اند ،کوچکترها از ترسشان به زیر چادر عمه پناه می برند.آن طرف محاصره رحم و مروت نیست.این مسیله را از نگاه هر مادری و گریه های هر طفلی می توان فهمید .همگی علی اصغر را که ...به خاطر دارند.چند شب است که با گریه به خواب رفته اند ولی نخوابیده اند... ظهر که گذشت ،تنها پناهگاهشان که خیمه عمه بود را هم به آتش کشیدند.عمه!عمه!و عمه همان جوابی را که از امام سجاد (ع)می شنود فریاد می زند:علیکن بالفرار... کات کات کات وقتی داستان کربلا را گفتند،دیگر برایم قابل تصور نبود که بتوانم طفلان تشنه و گرسته و زنان بی پناه را ببینم،خانه آتش گرفته را ببینم،محاصره را،گریه بچه ها را ،صدای مادرانشان را،علی اصغر را،عمه مهربان را و ...؛اینها را با خود می گویم... کات کات کات امام علی (ع):اگر مسلمانی بشنود (نه اینکه ببیند)که به زور خلخال از پای زن یهودیه بیرون بکشند و از ناراحتی دق کند و بمیرد سزاوار است. امام حسن(ع):فاصله زمین و آسمان به اندازه آه یک مظلوم است . خانواده ای فرزندانش را در حادثه زلزله از دست دادند.این خانواده دیگر در هر نقطه ای زلزله رخ می داد طاقت از دست می دادند و به یاری زلزله زدگان می شتافتند تا اینکه نکند باز پدر و مادری به داغ فرزندشان بنشینند... سالهاست که خانه مادرمان زهرا(س) و خیام آل عبا را در مدینه و کربلا به آتش کشیده اند.اینطور نیست؟!...
کات کات کات اینجا کربلا-ببخشید اشتباه چاپی بود-غزه است.میگویند سرزمین حاصلخیزی بوده است.مردمش هم گویا مسلمانند،چه اگر نبودند هم...یک طرف محاصره این مردمان گذرگاه ناهاریا و رفح است که فراعنه مصر و پادشاهشان قبحی مشیوم (متضاد حسنی مبارک)ایستاده است و در طرف دیگر فرزندان بنی قریظه و بنی قینقاع؛همانان که یقتلون الانبیا بغیر حق و همانان که خداوند دربارشان فرمود :لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود.و این بار چه زیبا بنی اسراییل و فرعون مصر با هم دست دوستی داند تا بنی محمد و بنی الزهرا را به خاک و خون بکشانند. همان دختر بچه ها و پسر بچه های یتیم ،همان زنان بی پناه را می بینی؟می گویند هفته ها محاصره را تنگ کرند ،آب را بستند،در شهر هیچ دارویی نمانده است.خانه ها را که خراب کردند،بچه ها مثل دیروز به چادر های عمه های مهربان پناه می برند .زهرا ابو اسحاق به دنبال پدر مادر و برادرانش می گردد .می گویند زیر آوار ها رفته اند یا شاید در آتش سوزی دیشب خانه ها مرده اند .تنها پناهگاهی که پیدا می کند قبر عموی شهیدش عدنان ابو اسحاق است. کات کات کات وقتی د استان غزه را برایم گفتند،با خود می گویم؛نه نه!با خود هیچ نمی گویم.خجالت می کشم با خودم چیزی بگویم دوست دارم همه چیز را کات بزنم... کات کات کات ادامه مطلب |
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 9:36
توسط مهشید
|
|
روشنفکران بخوانند! توماس ماساریک: بسیاری از مورخین ما از کم و کیف این رسم و ازدیاد عزاداری واقف نبوده،جاهلانه سخن می گویند و وضع عزاداری پیروان حسین را مجنونانه می پندارند و ابدا بدین نکته پی نبرده اند که این مسیله در اسلام چه تحولاتی را به وجود اورده و یا جنبش و نهضت مذهبی که از عزاداری در این قوم پیدا شده در هیچ یک از اقوام و ملل دیگر عالم پیدا نشده است .با یک نظر دقیق در ترقیات 200 ساله پیروان امام علی (ع) در هندوستان که عزاداری را شعار خود نموده اند تصدیق خواهیم کرد که ازبزرگترین عامل اصلی پیروی می کنند .200 سال پیش پیروان امام علی (ع) و امام حسین (ع) در سرتاسر هندوستان در اقلیت بودند و همین حال را ممالک دیگر داشتند،امروزه در ممالک مترقی و ثروتمند مسیحی اگر بخواهند چنین ماتم و عزاداری را به پا نمایند با صرف میلیونها دلار ،باز هم به تاسیس چنین مجامع و مجالس عزاداری موفق نخواهند شد. گر چه کشیشان ما هم از ذکر مصایب حضرت مسیح،مردم را متاثر می سازند ولی آن شور و هیجان که در پیروان امام حسین (ع) یافت می شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصایب مسیح در برابر مصایب حسین مانند پر کاهی است در مقابل یک کوه عظیم . (قیام امام حسین و یارانش –پنج نویسنده ی خارجی ترجمه ناصر دهاقانی ص 20 ) ادامه مطلب |
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 22:16
توسط مهشید
|
|
الگوی هند مهاتما گاندی(رهبر استقلال هند): من زندگی امام حسین (ع) آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توچه کافی به وخامت کربلا را نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد بایستی از امام حسین (ع)پیروی کند. (مجله نور دانش-ش 3-سال 41) عالمی مجنون لیلای من است پرفسور ادوارد براون(مستشرق غربی): آیا اقلیتی پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخن می شنود دچار حزن و الم نگردد؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که این جنگ اسلامی را تحت لوای ان انجام گرفت انکار کنند. (مجله نور دانش-ش 3-سال 41)
برای بیدار کردن فردا گیبون: در طی قرون آینده بشریت و در سرزمین های مختلف شرح صحنه حزن آور مرگ امام حسین (ع)موجب بیداری قلب بی احساس ترین خوانندگان شد. (مجله نور دانش-ش 3-سال 41)
کاش مال ما بود! قسیس مسیحی: آنتوان بارا در کتاب خواندنی "الحسین فی الفکر المسیحی" ص 72 به نقل از یک قسیس مسیحی می نویسد:اگر حسین (ع) از آن ما بود،در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین (ع) به مسیحیت فرا میخواندیم.
استقلال پاکستان
محمد علی نجاح: در کودکی به نذر زیر پای ذوالجناح در تعذیه قرارش دادند و از این رو محمد علی جناح نامیدنش که بعد رهبری شد که هندوستان را به استقلال رساند. او می گوید: هیچ نمونه ای از شجاعت بهتر از آن که امام حسین (ع) از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد، در عالم پیدا نمی شود . به عقیده من تمام مسلمانان باید از این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد ،پیروی نمایند. (مجله نور دانش-ش 3-سال 41)
صدور تشیع دکتر ژوزف فرانسوی : شیعه مذهب خود را با زور شمشیر پیش نبرده بلکه با نیروی تبلیغ و دعوت پیشرفت کرده و کوشش در مراسم سوگواری مهمترین عامل در جلب توجه هندیان و مجوس و سایر مذاهب به مذهب تشیع بوده است (مجله نور دانش-ش 3-سال 41)
فرزدق لندن! جستیس(شاعر انگلیسی): شعری گفته عاشقانه،کم از مدح شیعیان ندارد "آنها دهان مبارک امام را با شلاقهای خود نواختند ای دهانی که من بارها مهبط ملایکه و هنگام طفولیت فروهسته برلب پیامبر دیده ام ای بدنی که زیر پای ستوران خوار شدی!این همان بدن پاکی است که بینندگان را مسحور می کرد.خونی که از رگهای مبارکت ریخته و خشک شده معجونی آسمانی است که تاکنون هیچ سم اسبی با چنین رنگ الهی رنگ نشده است."
ادامه مطلب |
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 19:38
توسط مهشید
|