تبليغاتX
نغمه منتظر
            

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد    

دل رمیده ی ما را رفیق و مونس شد

به بوی او دل بیمار عاشقان چون صبا   

فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

میلاد نور مبارک

    

باغها را چراغان كنيد !

بوى انار، مشام پرستوها را ديگر نمى‏گزد.

زاغكى، زير سرو بن خزيده است؛ پيدايش كنيد؛ به ‏خم رنگ بيندازيدش، طاووس مى‏شود.

امروز همه از دايره بيرون ‏ترند.

كمرها كه آلوده صد بندگى بودند، شال همت ‏به ‏خود پيچند كه پيچ و تاب راه هنوز بسيار است.

تاجهايى كه مرداب افكندگى، قى مى‏كردند، اينك تكه ‏پاره‏هاى سنگ فرش بازارند.

آمدنم، مثل شعر، ناگهانى است؛

مثل سبزه، نقاش زمين است؛

مثل گريه، با خود هزار عاطفه مى‏آورد؛

به شيرينى يارى است كه رقيب موميايى او، شمع را به عزا نشانده است.

آمدنم، مثل تحويل سال است؛ پر از خنده و ديدار.

آمدنم، آمدنى است.

فانوس‏ها را يك ‏يك به كوچه آوريد؛ درآبگينه‏هايشان آتش بريزيد، تا در صبح استقبال، كسى ‏دلمرده نباشد.

غنچه‏ها را ديگر، چشمه‏هاى خون نخوانيد. ابرها، پيغام طراوت مى‏گزارند، گريه

آسمان نيستند. من در راهم ......"

صلواتی که ثواب ده هزار بار صلوات را دارد

(امشب ما رو فراموش نکنید)

اللهم صل علی سیدنا محمد ما اختلف الملوان و

و تعاقب العصران و کر الجدیدان و استقبل

الفرقدان و بلغ روحه و ارواح اهل بیته منا

 التحیه و السلام.

خواهی آمد ای سوار سبز پوش

لحظه هایم را بهاری می کنی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 21:19  توسط مهشید 

 
............................. ..................................
Time spent here:
...................

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست