تبليغاتX
نغمه منتظر
      

 

به راستی چه چیز ما را به هجران عزیزترین و محبوبترین فرد عالم

 

مبتلا نمود و فراق یوسف زهرا را مبتلا شد؟یوسفی که اگر تمام ذرات

 

عالم  هستی چون یوسف کنعان شوند بازهم به مصدر و حقیقت آن

 

گل سر  سبد هستی نخواهد رسید.

 

آیا می دانید چه کسی ما را در غم و اندوه نشاند؟همان کسانی که

 

پیکر پاک و مطهر رسول خدا را بر زمین نهاده و سقیفه تشکیل دادند

 

و پایه اسلام  را از همانجا متزلزل نمودند.همانها که مصدر جهل بودند

 

و موجب به شهادت رسیدن اهل بیت شدند و اینک امام زمان ما را نیز

 

در پس پرده غیبت نهادند.

 

اما دلخوشیم که او روزی می آید و این مصادر جهل را دوباره زنده گردانیده

 

و از آنان انتقام می گیرد.

 

اینک با چشمانی اشکبار به ساحت مقدسش عرض می کنیم:

 

ای صفای دل!

 

(...تا کی در جستجوی تو سرگردان باشیم؟و چگونه با تو راز دل گوییم؟...چه سخت

 

است  که من در هجر تو اشک ریزم و ببینم که خلق تو را رها کرده اند...آیا کسی هست

 

که مرا در گریستن و نالیدن یلری کند و آیا ناله کننده  و بی تاب شده ای هست که با او

 

در خلوت تنهایی و در گریه و زاری همراه شوم؟...)

 

تو را من با تمام انتظارم جستجو کردم

 

کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:36  توسط مهشید 

          

 

 

مولاي من، از دلتنگي هايم چه بگويم. چه بگويم از آسمان ابري دلم و اين

باران اشک كه هر چـه بر كوير تفيده جان شيفته ام مي بارد هيچ گياهـي

جز گل انتظار در آن نمي رويد.چه بگويم از درد كشنده فراق و اين تمناي

 سوزنده ديدارت كه همـه هستي مرا در بر گرفته ،نازنينم تو نگو که اين

 چشمهاي پرگناه لايق ديدارجمال تونيست، که خود ميدانم اما، اي هميشه

خوب ، تو ميداني كه هميـن چشمـان پـر گنـاه هـر صبح جمعــه به اميـد

 آمـدنــت از هــم گشـوده مي شود وهر غـروب آدينـه  كه اميد حضورت

چون مرغكي سبكبــال ازدلم پرميكشد تن به سيل اشک مي سپـارد.

مولای من تو نگو که دل ناچیز من که اسیرهوي و هوس دنياسـت لايق عشــق تــونيســت ،

  كــه خـود ميـدانـم امــا ،

 اي مهربانتـريـن يار تو خود ميداني كه در گوشه اي ازهمين دل دنيائي

بـراي تـوكلبه اي آراسته ام ، ساده اما پر شكوه،و تمام تمنايم را فرش

راحت کـرده ام و در و ديوارش را با حبابهاي بـلورين اشک جراغـاني

 كرده ام ، تمام گلدانها را پر کرده ام از گلهای اشتیاق و معطر کرده ام فضايـش را به عطــر

 يـاس ونرگس و نيلوفر انتظار،

واينـا بـدور ازهـر هياهـو ، تن به سكـوتي سپـرده ام

كه تنها طنين گام هاي استوارت آن راخواهد شكست. غريبانه برسر

راهـت نشسته ام كه بيايي و بر زخم دل مرهم

 گذاري 0000


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 22:42  توسط مهشید 

              

              

 

 ای مسلمانان بشارت هفته وحدت رسیده

      ای مسلمانان زمان عزت و شوکت رسیده

             این بزرگی مسلمین را از یم همت رسیده

ای شکوه ایزدی از چهره ات پیدا محمد

راحت جانها محمد

                 یا محمد

                    یا محمد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 21:17  توسط مهشید 

 

بهار از اين قشنگ تر ...؟ زيبا تر ... ؟ با معني تر ...؟

 

شروعي از اين بهتر ... ؟  اگر بهار سر آغاز سال و زندگي طبيعت باشه

 

امروز هم ربيع دلهاي  عاشقان است

 

آغاز حکومت مظهر و جانشين خدا در زمين

 

بقيه الله الاعظم اروحی و ارواح العالمين له الفدا

 

تاج خلافت بر سر خليفه الله گذارده ميشود

 

 

بهار در بهار تان مبارک

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 19:21  توسط مهشید 

 

...آه ای زیباترین بهانه ی آسمان برای گریستن،  امشب چه دردناک میگریی

 ای کاش اشکهایم تاب جاری نشدن داشت ...

          نغمه ی  منتظرت امشب جز ناله نیست .

                   این داغ یتیمی بر تو تسلیت باد ای شمع فروزانم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 20:29  توسط مهشید 

 
............................. ..................................
Time spent here:
...................

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست